امنیت برای بدحجابی!!

(ای کاش چنگال  این بغض ، گلویم را رها میکرد تا بهتر بتوانم حرف دلم را بزنم)

لحظه ای ایستادم

می خواستم هر چه توان دارم برسر آن دو خانم  ..... (بهتر است بگویم فریب خورده) فریاد بزنم.

(بگذریم از اوصاف اوضاعشان !)

لحظه ای میان نهی ازمنکر و حیا ، حیرت زده خشکم زده بود.

دل دردناکم می گفت باید کاری کنی ، باید حرفی بزنی ،نباید بی تفاوت عبور کنی باید ...

اما حیا اجازه نمیداد ؛ تـو مردی ، جوانی ، نامحرمی ، درست نیست ...

وای خدا پس چه کنم؟؟!!

من هم مانند بقیه بی تفاوت عبور کنم؟؟

انگار نه انگار که منکری در حال وقوع و عبور است!

پس تفاوت من با بقیه چیست؟!

سرانجام حیا غالب شد(و شاید ترس از هتاکی و تهمت)...

سرم را پائین انداختم و هر طور بود گذشتم...

از خودم ،از غیرتم ، از دینم ،از ناموسم (چه فرقی می کند آنها هم ناموس ما هستند)،

از همه چیز گذشتم.

وای بر من

وای

فقط ای کاش جایی بودم غیر از خیابان تا این بغض گلو را خالی میکردم به دور از چشم نامحرمان...

واین شده است داستان هر روز زندگی ...

این ماجرا گذشت و من بیاد صحبتهای چندی پیش(اوایل سال 91) وزیر محترم کشور افتادم که گفته بودند:

"وضع حجاب در کشور بسیار عالیست!! و نا امنی هم در کشور نداریم!!!!"

نمی دانم ما در کشور دیگری زندگی میکنیم یا جناب وزیر از کشور دیگری سخن می گویند!!!

نمی دانم واژه  امنیت  در برگیرنده معنای امنیت اخلاقی نیز هست یا نیست!!!

نمی دانم روان و اعصاب ما نیاز به به امنیت دارد یا نه !!

نمی دانم امنیت سلامت اخلاق جامعه ربطی به وزیر کشور و دولت دارد یا نه !!!

نمی دانم شاید جناب وزیر کشور در مسجدی نزدیک "پاستور"  خانه دارند که وضع حجاب را عالی می دانند!!

نمی دانم و ما اصولن چیزی نمی دانیم !!

شاید هم منظور جناب وزیر محترم کشور این جمله بوده که :

"وضعیت {بد}حجاب {ها} در کشور بسیار عالیست و ناامنی هم{برای بد حجابی} در کشور نداریم."!!!

و ما اشتباه فهمیده ایم!!!

حـــتـــمـــن !!!

/ 20 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خط هشتم

رسیده عید و دلها همه شاد و خرم همه در فکر دیدارند باهم همه اماده اند سفره بچیند به فکر سفره های هفت سین اند منم در سفره دارم هفت سین را ولی توام شده با داغ زهرا بود سین نخستین سیلی کین به روی مادرم با دست سنگین ببین بر سفره سین دومم را که سویی نیست در چشمان زهرا بگویم سین سوم تا بسوزی که مادر سوخت بین کینه توزی از این ماتم دل حیدر غمین است که سین چهارمم سقط جنین است به روی سفره سین پنجم این است سر سجاده اش زینب حزین است شده سفره پر از اشک شبانه ششم شین مانده سوت و کور خانه چه گویم ای عزیز از سین اخر بود ان سینه ی مجروح مادر... از طرف دل غم زدم: عیدتون مبارک... چه بگویم از آشوب دلم مادر...

خط هشتم

سلام با مطلبــــ: دوستانــــــ خوب منــــــ سکوتــــــ و تنهاییــــــ به روزمــــ

zahra

سلام رفیق اپم و منتظر شما

zahra

سلام رفیق اپم و منتظر شما

خط هشتم

تنهایی را بلند ترین شاخه ی درخت خوب می فهمد،،، انگار هرچه بزرگتر می شویم تنهاتر می شویم... سلام با یک مطلب جدید به روزم... به امید ظهور اقا... یا زهرا

نسرین

سلام بعضی از مسئولین خیلی خوش بین هستند هزار ماشالله، خدا حفظشون کنه با یه پست چدید در مورد صلوات آپم منتظرت هستم

نسرین

سلام با یه پست جدید در مورد سبک شمردن نماز از دیدگاه پیامبر اکرم آپم لطفا تشریف بیارید

نسرین

سلام با یه پست جدید با عنوان "اختصاصی برای تو" آپم خواهش میکنم حتما بیااااااااا خواهش میکنم

الناز

حق باشماست.

الناز

حق باشماست.