سارا انار دارد

در دست دیگر او یک گوشی موبایل است

جای عروسک آن را در اختیار است

در اشک های چشمش دیشب ستاره رقصید

بالنز چشمش امروز قصد شکار دارد

در آسمان چادر گم بود گیسوانش

امروز صد جوان را بر موی دار دارد

سیگار میکشد او با ناز و عشوه امروز

از خانه پدر هم قصد فرار دارد

((گیتا)) نهاده سارا امروز نام خود را

مست از صدای گیتار خواب بهار دارد

لب های خشک او بود رنگین ز خون و لرزان

لب های خیسش امروز، رنگ انار دارد

از یاد برده شاید ، دیروز زار خود را

((این رسم روزگار است، دارو ندار دارد))

آیا شنیده ای تو زنگ موبایل او را؟!

شاید که با جوانی، سارا قرار دارد.

/ 1 نظر / 3 بازدید
آرزوکریمی

ممنون اما بقیه ی شعر را می گذاشتی عالی بود