شرمنده!

 
میتونم از خانومتون لذت ببرم؟!؟
نویسنده : مـــنــتــظر... - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٥/۳
 

ܓܨ بــــد حــجــابــی زن= بــــی غـــیــرتــی مرد؟!ܓܨ  

بی غیرتی

 

آقامیتونم از خانومتون لذت ببرم؟!؟

 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟    بقیه در ادامه مطلب


 مرد «از خانواده مردان سیب زمینی» که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوبید و فریاد زد : مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری … ♣ می خوری تو و هفت جد آبادت … خجالت نمی کشی؟

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد : خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد … همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد  و ...

 

 


 
comment نظرات ()


صد بار لب گشودم و بیرون نریختم

خونها که موج میزند از سینه تا لبم