شرمنده!

 
آخر ندارد این سیاه چاله نکبت و بد بختی!!
نویسنده : مـــنــتــظر... - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/٧/٤
 

صداش زدم بهش گفتم مرد حسابی آخه این چه وضعیه خانمتو آوردی بیرون؟

گفت:ای بابا دیگه همه همین جوری هستند،همه همین طوری میان بیرون!!

گفتم:همه دارن سم می خورن ، همه دارن خودشون رو دار می زنن ، همه دارن میفتن تو چاه ،شما نباید خودت فکر کنی ببینی چیکار داری می کنی؟


-------------------------------------------------------------------------------

دو تا از خواهرا رفتند سراغ خواهرش تا باهاش صحبت کنند.

خودش رو صدا زدم ،نیومد،دستش رو گرفتم بیارمش عقب ،گفت: می خوام ببینم با خواهرم چیکار دارن؟! می خوام ببینم چی می خوان به خواهرم بگن!

گفتم اونا چند تا خانومن دارن با هم صحبت می کنند شما تشریف بیار اینجا تا ما هم یه کم مردونه صحبت کنیم.

چشماشو گرد کرد و اخماشو کشید توی هم و سینشو سپر کرد و گفت:خواهرمه بزار ببینم چی میگن؟؟!!

گفتم اولن صحبت اونا زنونه هست و به تو مربوط نمی شه ،دومن! این همه ملت دارن صبح تا شب خواهرت رو دید میزنن و کیف می کنن و به هم دیگه نشونش میدن، عین خیالت نیست و غیرتت رفته لالا،حالا که دو نفر خانم می خوان باهاش صحبت کنند غیرتت قلمبه شده داره از گوشات میزنه بیرون؟؟؟؟!!!!

------------------------------------------------------------------------------------------

به نظرم اومد بزرگتر فامیل باید باشه،صداش زدم و وضعیت بد خانمهای خونوادش رو بهش تذکر دادم.

بعداز کلی صحبت گفت:اگه اینا رو بگیرین(خانمهای بد حجاب) کجا می برین؟

گفتم :ما برای بگیر و ببند اینجا نیستیم ما فقط تذکر می دیم.

گفت :حالا اگه بگیرن کجا می برن؟آخرش چی میشه؟

فهمیدم می خواد چی بگه و خودم رو زدم به اون راه و گفتم به آخرش کار ندارم الان جلوشونو  بگیری کار به آخرش نمی رسه.

یه نفر بهش گفت آخرش دادگاهه دیگه.

گفت :آفرین ،من خودم  تو دادگستری کار میکنم نگران نباش اگه مشکلی پیش اومد من هستم!!  

خندیدم وگفتم:همینقدر می فهمی؟!

گفت یعنی چی؟!من ظورت چیه؟

گفتم: نه عزیزم اون آخرش نیست تو که کارمند دادگستری هستی باید آخرشو دیده باشی  ،مگه این که خودت نخواسته باشی!

آخرش دادگستری و دادگاه و وکیل و زندان و شلاق نیست!

آخرش بی حیثیتیه!

آخرش بی آبرو ئیه!

آخرش از هم پاشیده شدن خونوادته!

آخرش خودکشیه!

خیلی ببخشید ،معذرت می خوام ، اما آخرش سقط جنین مخفیانه ست!

آخرش ...

آخر ندارد این سیاه چاله نکبت و بد بختی!!

 


 
comment نظرات ()


صد بار لب گشودم و بیرون نریختم

خونها که موج میزند از سینه تا لبم