شرمنده!

 
نیم کیلو باش مرد باش!
نویسنده : مـــنــتــظر... - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٥/٢۳
 

پشت یکی از سرویسایی که میبرنمون سر کار نوشته بود " نیم کیلو باش مرد باش!"

اولش بی توجه رد شدم اما یه کم گذشت داشتم بهش فکر می کردم دیدم عجب جمله ایه!

خیلی حرفه پر معنی ایه.

اگه فکر کنیم میبی نیم :

یه روزی داشتیم از اون ور بوم می افتادیم !

حالا داریم از این ور بوم می افتیم!(بیگی منو)

تا دیروز ببخشید یعنی پری روز(آخه دیروز یه جور دیگه بودیم. بعدن میگم!) فکر می کردیم مردونگی به یه سبیله  کلفته عینهو دپوی عراقیا! 


فکر میکردیم مردونگی به یه سر و صورت زشت و پر از زخمه!

فکر میکردیم مردونگی به بد مستی و عربده کشی وسط کوچه و خیابونه وچندتانقطه!

فکر میکردیم مردونگی به شاخ و شونه کشیدن و زور بازو نشون دادنه!

فکر میکردیم مردونگی به دستمال یزدی و چاقو و پنجه  بوکس و چند تا نقطه ست!

فکر میکردیم وقتی می ایستیم سر کوچه و زل می زنیم به ناموس مردم و هیچ بنی بشری جرات نداره بهمون بگه تو! خیلی مردیم!

برامون مهم نبود مثل ما کسایی هستند که درست مثل ما اسم خودشون رو گذاشتند مرد! و سر کوچه بعدی ناموس مارو به نظاره نشستند.

برامون مهم نبود ناموس مون  جلوی اون به اص طلاح مردای نامرد چطور ظاهر میشن !

فکر میکردیم ...،فکر می کردیم!؟فکر میکردیم قدری ای کاش!!!!

واما امروز ...

هنوز هم داریم فکر می کنیم؟!!

من چیزی نگم بهتره داریم میبینیم دیگه!

اینا هم مردای امروز !

   

 

 

 

 

 

       

حالا بریم سراغ دیروز!

عجب روزی بود دیروز!

مرد خونه ما همش 13 سالش بود !

هیچکس توی محله ازش حساب نمیبرد،

ابرو هاش رو تمیز نمیکرد!(زیر ابرو بر نمیداشت)!

رژ لب ملایم نمی زد به لبهاش!

روی بدنش تتو نداشت!

موهای سرش اتو کشیده نبود!

ژل  موی  سرش یه کم آب  بود!

لباساش مارک  "هوی" و"D & G" و چندتا نقطه نداشت!

برای هیچ دختری  پی ام عاشقانه نداده بود!

و چند تا نقطه!

زور بازو نداشت

سبیل کلفت نداشت

صدای بلندی برای عربده کشی نداشت

اما...

گردان گردان عراقی رو روزها پشت یه خاکریز زمین گیر میکرد

همه عاشقش بودند!

میدونی چرا؟

آخه اون تو صدف وجودش یه " دُرّ " خیلی گرون قیمت داشت ،

اون مرد ما تو وجودش  غیرت داشت.

همه ما تو وجودمون این دُرّ گرانبها رو داریم اما  باید مواظب باشیم چون دارن اون رو از ما میدزدند همونطور که از خیلی هامون دزدیدند!!

باور کنید می دز دند!!

--------------------------------------------------------------------------------------------------

البته از حق نگذریم هم پریروز آدمایی بودند که غیرتمند بودند و مرد،هم امروز کسایی هستند که اینطوری هستند، هم دیروز ناکسانی بودند که نه غیرت داشتن نه مرد بودند.


 
comment نظرات ()


صد بار لب گشودم و بیرون نریختم

خونها که موج میزند از سینه تا لبم